آدمهایی که وقتی هستند هستند, وقتی که نیستند هم نیستند. (عمده آدم ها)
حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابلفهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
آدم هایی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند.(مردگانی متحرک در جهان)
خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بیاعتبار، هرگز به چشم نمیآیند، مرده و زنده شان یکی است.
آدم هایی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند.(آدم های معتبر و با شخصیت)
کسانی که در بودشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را میگذارند.. کسانی که همواره در خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
آدم هایی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند.(شگفت انگیز ترین آدم ها)
در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم، آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند، چه می گفتند، و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم، قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها، در زندگی هر کدام از ما، به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

ابراز احساسات...
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
_این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سن تو که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
_توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
_توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
_توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
_در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
_برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی _برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها!
سوء استفاده کردن به پیری و معرکهگیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
چه غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
√دکتر شریعتی